امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 24 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

11 ماهگی پسری

1394/4/2 9:48
نویسنده : ترنم
528 بازدید
اشتراک گذاری

طاعات و عبادت همه دوستای وبلاگیمون قبول باشه واسه ا هم دعا کنین دوستان

niniweblog.com

سلام جوجوی قشنگ مادری امروز شدی 11 ماه تموم niniweblog.com هورا

یاد ماه رمضون پارسال افتادم که قرار بود آخرای ماه رمضون دنیا بیای چقدر تند تند گذشت این یک سالی که کنارمون بودی

این روزا خیلی شیطون شدی همش باید مراقبت باشیم وقتی از سر کار برمیگردم سفت و محکم بغلم میکنی و اجازه هیچ کاری رو بهم نمیدی همش میخوای بغلم باشی کم کم که مطمئن میشی پیشتم و میزارمت زمین شیطونیات شروع میشه چقدرم سریع هستی همین که میزارمت زمین یا میری تو راهرو که خیلی خطرناکه ممکنه از پله پایین بری و خدای نکرده زبونم لال از پله ها بیافتی  ترسو  که البته ما خیلی مراقبتیم همین که از راهرو برت میگردونم میری سر وقت گاز  یه لحظه اروم نمیشی البته همه این کارا طبیعیه و من  باید فقط حواسم جمع تو باشه . خیلی وقت بود که باهات تمرین میکردم که مامان رو بگی و حالا میگی البته نون مامان رو تلفظ نمیکنی و میگی ماما گاهی با اسم کوچیک نا واضح صدام میزنی حالا اسم کوچیک بابایی رو هم یاد گرفتی و نا واضح صداش میزنی یه جورایی انگار چینی حرف میزنی از حرف چ زیاد استفاده میکنی چند وقتی هم هست سینه زنی یاد گرفتی و بجای حسین گفتن میگی اوتین خیلی قشنگ سینه میزنی من عاشق سینه زدنت هستم امام حسین خودش نگهدارت باشه عزیزمآرام دو تا حرکت رو که من خیلی دوست دارم بچه ها انجام بدن بهت یاد دادم  یکی اینکه  دهنتو باز کنی و دستتو به دهنت بزنی و صدا بزنی و صدای خیلی قشنگی در میاری  و دیگه اینکه لباتو با انگشت تکون بدی و صدا در بیاری قربونت بشم  اینم عکست در حال این کار

پنج شنبه دایی بابایی از قم اومده بودن ایلام چقدر برای دیدنت ذوق داشتن همش زنگ میزدن که میخوان تو رو ببینن دایی و زن دایی خیلی ازت خوششون اومد همش بغلت میکردن و ماچت میکردن ولی تو خودتو لوس میکردی و به کسی ماچ نمیدادیniniweblog.com روز جمعه ما دایی اینا رو شام بیرون دعوت کردیم رفتیم چغا سبز اونجا نمایشگاه زده بودن چقدر جنساش ارزون بود من یه مانتو برا ادارم گرفتم یه قسمت که تشک و پتو میفروختن تو همش تو بغل بابایی زور میزدی که بری اونجا بالاخره بابایی تو رو برد اونجا فروشنده خیلی ازت خوشش میومد کلی باهات بازی کرد حالا دیگه دل نمیکندی بریم که رفتی رو تشک و ها جیغ و داد میکردیniniweblog.com و بازی میکردی به زور از اونجا بردیمت جوری که مجبور شدیم یه تشک واست بخریمم تا از اونجا دل بکنی  مبارکت باشه عزیزم یه سبد هم برا لباسات خریدم

عاشق بازی دالی هستی هر کی رو میبینی زود شروع میکنی به دالی بازی کردن  . هر وقت میریم خونه مامانم اگه از بچه های خاله ها اونجا باشن که دیگه نگو اینقدر سر و صدا و جیغ و بازی میکنین که من خسته میشم ولی شماها نه

اسکوتر محمد رضا رو به زور میخواستی ما هم مجبور شدیم سوارت کنیم

خیلی خوب سر پا وای میسی و دست میزنی سر پا گاهی با کمک وسایل چند قدمی بر میداری

اینجا داشتی به کمک مبل راه میرفتی

اینجا داری با جلد یه بسکویت بازی میکنی ولی اصلا به اسباب بازیات محل نمیزاری متنظر

 

 

پسندها (6)

نظرات (9)

مسئول سایت نی نی عکس
2 تیر 94 15:12
سلام مامان مهربون عکس این جیگرو برای نی نی عکس بفرست تا جایزه بگیره و کلی خوشحال شه. http://www.niniaxs.ir اگه مایل به تبادل لینک هم هستی لینکمون رو توی وبلاگتون قرار بدید و به ما بگید به قید قرعه به مامان های فعال و معرفی کننده سایتمون جایزه میدیم
ترنم
پاسخ
سلام حتما
آیداکوچولو
3 تیر 94 15:31
سلام پهلوون کوچولو 11 ماهگیت خیلی خیلی مبارک باشه چه عکسای قشنگی منم بازی کردن با همه چیز رو دوست دارم به جز اسباب بازی
ترنم
پاسخ
سلام آیدا جان ممنونم چشمات قشنگ میبینه بازی کردن با اسباب بازی فعلا کیفی نمیده
مامانی غزل جون
4 تیر 94 13:41
سلام عزیزم خدا نی نی کوچولو رو برات حفظ کنه امروز تولد فسقلی ما غزل جون هست میشه بیای تو وبش و بهش تبریک بگی میخوام کلی پیام تبریک از طرف دوست های مهربونمو براش به یادگار بمونه ممنونم از لطف و مهربونی هات...
ترنم
پاسخ
حتما عزیزم
گیلدا
5 تیر 94 17:42
11 ماهگیت مبارک گل پسری
ترنم
پاسخ
ممنونم
•♥مامان متین♥•
6 تیر 94 13:10
سلام گلم... ماشالا ماشالا چقده ناز شده...دلم تنگتون بوددددد از طرف من بچلونش نانازووووو
ترنم
پاسخ
سلام دوست جونی ممنون .. ما هم دلمون تنگیده بود واستون چشم حتما
مامان مرضیه
8 تیر 94 15:06
الهی فدات بشم. .امیر مهدی ماه من...قربون شکلت بشم...برلت اسکوتر زوده خاله...
ترنم
پاسخ
خدا نکنه خاله جونی ممنونم ...
مامان شهراد
11 تیر 94 13:48
سلام یازده ماهگیت مبارک عزیزم. ایشالا زود زود راه میوفتی. ماشالا امیر مهدی چه بزرگ شده
ترنم
پاسخ
سلام ممنونم ایشاله.
مامان فاطمه سادات
12 تیر 94 16:31
سلام گلم خیلی ممنون مشکل حل شد ممنون
ترنم
پاسخ
خواهش میشه
هدیه
20 تیر 94 11:25
به به مبارکا باشه 11 ماهیت نازگلم انشالله مامان خانمی برات جشن دامادیتون رو بین به امید خدا
ترنم
پاسخ
ممنون خاله مهربون